انسان، گرگ انسان

خرید بک لینک

جمله «انسان گرگ انسان است» بساطت کودکی و تجربه اکنون مرا به هم گره می زند. گاهی که والدینم از سادگی یا تنبلی یا بی خیالی من شاکی می شدند هیچ کدام از سرزنش های آن دو به اندازه این جمله برایم عجیب و دیرباور نمی نمود که «نگاه کن! بچه های مردم گرگند! تو چی هستی؟»

بعدها توی درس ها یا مطالعاتم با این جمله معروف هابز آشنا شدم: انسان گرگ انسان.

اندک ـ اندک و به تجربه نیز دریافتم رسم و طبعِ انسان بدون اخلاق و معنویت، چیزی فراتر از گرگ بودن برای هم نوع خود است؛ چیزی متفاوت از تنازع بقای حیوانات. دیگر، بنی آدم اگرچه ز یک گوهرند، اعضای یکدیگر نیستند که غم محنت دیگران بخورند؛ بلکه از زخم و درد و مرگِ دیگران لذت فزاینده ای می برند و جفت پا تا توی شکم جان و مال و آبرو و هستی هم فرو می روند.

ما، موجوداتی به شدت گرسنه ایم، حریصیم، ولع داریم، گرگیم و آنجا که همه گرگند، حتی حکومت ها هم چوپان گله گرگ ها نخواهند بود؛ آنها نیز ـ اگر از اخلاق و معنویت تهی باشند ـ چشم و دندان و شامه ای تیزتر برای دریدن و بلعیدن دارند.

سعید احمدی 15 مردادماه 1396

نویسنده: سعید احمدی آسترکی ساعت 12:52 | لینک |
اندازه ها در منظومه فکری سعدی...

ما را در سایت اندازه ها در منظومه فکری سعدی دنبال می‌کنید

برچسب: انسان,انسان, نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 6:56

صفحه بندی