آخ جون! زلزله!

خرید بک لینک

شاید این جمله برای بسیاری از ما آشنا باشد: «آخ جون! دعوا!» شاهکار رفتاری ما بعد از گفتن این جمله هم بدون شرح است و همه ما ایرانیان حدیث مفصل آن را می دانیم!

همین فرهنگ رفتاری ما توی بسیاری از جاها خودش را نشان میxadدهد. نمونه اش همین زلزله که زمین به جنگ انسان آمده؛ مردم مصیبت زده اند، زیان دیده اند و به فکر حیات، امنیت و جان پناه و سرپناه اند؛ هر کسی هم سهمی برای خود دیده و آمده توی میدان و با جان و دل دارد زحمت می کشد؛ از هر قشری، از هر صنفی و از هر گروهی؛ دولت و ملت، سازمان های دولتی یا نهادهای عمومی؛ نظامیان، هنرمندان، روحانیان، فرهنگیان، بازاریان و ...؛ اما صد سوگ و افسوس برای عده ای که اگرچه دل می سوزانند، آتش هم برمی افروزند و در این موجِ خونفشان حادثه، موج سوارند و پیشِ خود، کمک رسان ها را دسته بندی کرده اند. عده ای را این طرف گود و عده ای را آن طرف جا داده اند: سپاه یک سمت، ارتش سمت دیگر؛ اصلاح طلب یک سو، اصول گرا سوی دیگر؛ دولت فلان به به! دولت بهمان اَخ اَخ! خون از بینی این طایفه بیاید، می شود قهرمان ملی؛ جان از تن آن طایفه درآید صدای نفس کسی در نمی آید.

این عده با شگردها و شیوه های شناخته شده یا نوآورانه، تخم نحس و نجس نفاق، کینه، طرف کشی و بدگمانی می کارند و تنها به فصل درو خود در روزگاری بعدتر می اندیشند. اینان زلزله مصیبت بار کرمانشاه را به جای همبستگی ملی به سمت جنگ و ستیز ملی سوق می دهند و بار اضافه ای می شوند روی دوش و گُرده مردمی که خانه خراب شده اند، داغ دیده اند، درمانده اند؛ غمگسار می خواهند؛ سرپناه و جان پناه می خواهند و توی این سرما، گرمای قلب ها و دستانی را می طلبند که از سر مهر به یاری آنان بشتابند. چه می شد اگر اینها «دعوا سر لحاف ملا» را می گذاشتند برای جای دیگر؟ به گمانم مصیبت این عده از مصیب زلزله برای جامعه ما اگر بیشتر نباشد کمتر است.

سعید احمدی

26 آبان 1396

اندازه ها در منظومه فکری سعدی...

ما را در سایت اندازه ها در منظومه فکری سعدی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 4:32

صفحه بندی