لحظه ای پیش از خواب پریدم؛ چون دیدم چند نفر غافلگیرانه، به قصد اخاذی دوره ام کرده اند.
مدتی است که این گونه خواب ها مرا به عالم بیداران هل می دهند. عین بچگی هایم که سقوط از ارتفاع، بستر ناملایمی برای بیدار شدنم بود؛ البته به همراه زحمتی که ناخواسته برای مادرم فراهم می شد!
این گونه خواب ها بیشتر زاییده دلهره های زمان بیداری اند. آن موقع همیشه نگران بودم نکند در دامنه یکی از این شیب های تند و مرتفعِ دره های دور و برم گرفتار شوم و جان سالم به در نبرم. اکنون که از دامن طبیعت دور شده ام و به شهرهای شلوغ خو گرفته ام، موضوع بیداری من هم تفاوت یافته است؛ زیرا حوادث گوناگون زندگی اجتماعی و بیرحمی و ناجوانمردی برخی از آدمیان، اگر به زوال حس اعتماد و بی پیرایگی و یکرویی ما هم نینجامد یک چیز را می آموزد: مراقبت از فریب ها، از دوره شدن، از لگدهای بی هوا، از دشنه های در قفا، از همان بی رحمی که گفتم، از اینکه سرت را روی بالش کسی نگذاری که چاقوی سلاخی را توی آستین خودش پنهان کرده است. دو چشم داری، چندتای دیگر قرض بگیر و بپا در این جامعه مسلمانِ مدعی، دور نخوری و ابزار بازی یه «قل ـ دو ـ قلِ» عده ای نشوی؛ بگذریم که آدمیت هنوز نمرده و هستند کسانی که حتی جانِ_شیرین خود را نثار خوابِ راحت دیگران می کنند؛ اما بپذیریم که سیلی خوردنِ سفت و آبدار، آن هم بی هوا، سخت است و مؤمن نباید از یک سوراخ دو بار گزیده شود و مشکل اینجاست که در زمانه ما حفره های نیش و گزش بیشتر از پناهگاه های نوش و نوازش به چشم می خورند.
زندگی ما دیگر به صفحه شطرنجی می ماند که فرزندان آدم، مردمک چشم خود را به کیش و مات لحظه به لحظه همنوعان خود تیز کرده اند. به گفته مولای متقیان: «من نام لم ینم عنه»؛ خوابیده، بیدارانی در کمین نشسته دارد. (نهج البلاغه، نامه به مردم مصر)
حالا به خودم حق می دهم که با این خواب ها چشم به دنیا بگشایم؛ مگر اینکه، دنیای تازه ای برای زندگانی بیابم.
سعید احمدی
نهم شهریورماه 1396
ما را در سایت اندازه ها در منظومه فکری سعدی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 43